روز  12 اردیبهشت  روز آموزگار نامیده شده  است. اهمیت این روز بر هیچ کس پوشیده نیست  چراکه به هر رو  بهانه ای است تا به آموزندگان فرهیخته این مرز و بوم بیشتر بپردازیم .آنانی که  که  چون شمع می سوزند و از وجود پر بارشان نور دانش و شناخت را بر دلهای شیفتگان دانش   می افکنند.

اما آنچه مرا بر آن داشته تا در این باره بنویسم ، کارکرد سازنده آموزگاران در گسترش فرهنگ پاسداری از محیط زیست جاندار و غیر جاندار است.به استناد برنامه کار قرن 21 که در چهاردهم ژوئن 1992 در ریودوژانیرو  برزیل به تصویب رسید،کلیه کشورهای جهان باید در بالاترین سطح در زمینه توسعه و محیط زیست همکاری کنند و با مواردی ویرانگری چون فقر و بیسوادی ،فقدان بهداشت ،نابودی تدریجی اکوسیستمها  و  نابرابری های اجتماعی و اقتصادی که  فشار فزاینده مخربی بر کره زمین و محیط زیست آن میگذارد مبارزه کنند.

عواملی چون فقر و گرسنگی،الگوی نادرست مصرف،رشد بی رویه جمعیت،بهره گیری نابخردانه از زمین برای ساخت و ساز،نابودی جنگلها ،گسترش کویر ها،تخریب زیستگاها ،سوء استفاده از دریاها  و اقیانوسها ،توسعه پایدار را با چالش رودررو کرد ه است ..

فصل 35 و 36 دستور کار قرن 21 بر نقش دانشها در درک و شناخت کره زمین  و گسترش و تداوم زندگی سالم زمین تاکید کرده  و آموزش و آکاهی عموم مردم  به ویژه کودکان  را  به گونه ای که  محتوای آموزش های آنان آموزشهای مربوط به زیست و توسعه را در برگیرد،لازم می داند.

روشن است که  در آموزش این مفاهیم و راهکارهای رویارویی با آن آموزگاران  نقش بسیار موثری دارند.موضوعی که متاسفانه  این بزرگواران فرصت بسیار کمی را بدان اختصاص می دهند.

 به نظر می رسد  اگر  وزارت آموزش و پرورش تدوین یک کتاب آموزشی برای کلیه مقاطع تحصیلی  در این زمینه در نظر گیرد  و در سطح بالاتر وزارت علوم ،یک واحد درسی  دست کم اختیاری را با موضوع حقوق محیط زیست را به منظور ارایه به کلیه دانشجویان در نظر گیرد،اقدامی سازنده انجام داده اند که از هزینه های ناشی از آلودگی زمین به واسطه نا آگاهی مردم ،جلوگیری می کند.

راستی چند درصد برنامه های رسانه های همگانی به پاسداری از محیط زیست کره زمین اختصاص یافته است؟

 آیا رسانه ها یی چون صدا و سیمای دولتی،روزنامه ها و مطبوعات در این زمینه کمکاری نمی کنند؟؟

اصل نوزدهم بیانیه کنفرانس سازمان ملل درباره محیط زیست و انسان (بیانیه 1972 استکهلم ) بر همین مساله  و آموزش همه جانبه حقوق محیط زیست را که در واقع حقوق برخورداری مردم از محیط زیست سالم و برابر با حقوق بشر است،تاکید کرده است و آنرا ابزاری بسیار مهم برای ایجاد حس مسوولیت پذیری  انسانها دانسته  است.

نقش سازمانهای زیست محیطی نیز در گسترش و ساماندهی اندیشه  نهضت جهانی محیط زیست  که توان بشر دوستانه شان نیروی محرکه  این نهضت است بی تاثیر نیست.تا جاییکه فصل 27 منشور زمین (دستور کار قرن 21 )بر اعتبار مقتدرانه این تشکلها مهر تایید زده است. هر یک سازمانهای مردم نهاد در کنار آموزگاران در هر جایگاهی که هستند می بایست توان علمی و عملی خود را در این راستا به کار گیرند. جهان امروز، جهان اطلاع رسانی است. روش تاثیر گذاری بر افراد صرفا به بیانیه دادن ها و اعتراضهای مقطعی خلاصه نمی شود. باید اقدامی عملیاتی ،سازنده ،کاربردی و همیشگی اما آرام و بدور از جنجال و هیاهو های تبلیغاتی کرد تا به اطرافیان خود زیر ساختهای حفاظت از محیط زیست را آموزانده شود.

راستی چند درصد از ما اعضای سمنها به هنگام  طبیعت گردی های گونا گونی که داریم در برابر زباله ها و پسماندها یی که  در کناره دریاها، جنگلها ،رودخانه ها، تالابها، می بینیم واکنش  سازنده نشان می دهیم؟؟؟ اگر واکنشی نشان می دهیم چگونه واکنشی است؟؟؟

بی شک نوع رفتار و منش ما در برخورد با چنین امری ،خود می تواند برای اطرافیانمان و مخاطبانمان موثر باشد.