از آلودگی نفتی خلیج مکزیک همه مان خبر داریم.می دانیم که در این چند ماه چه بر سر آبزیان آمده و تا چه اندازه برای مهار آن تلاش شده اما افسوس که این کوششها به بار ننشسته است.ما نیز کم از این رخدادهای زیانبار زیست محیطی نداریم.هنوز پدیده کشند قرمز را در خلیج همیشه فارس و دریای مازندران از یاد نبرده ایم.هنوز هم بسیاری از پسماندها به درون تالابها، دریاچه ها ،رودها و جویبارها ریخته می شوند و تنوع زیستی را در زیست بوم آبزیان و خشکزیان برهم می زنند.آلاینده های محیطی هر روز بیش از دیروز هوای این مرز و بوم را آلوده تر از پیش می کنند و ما هرباره در افسوس مرگ گل سرخ دیدگانمان چون ابر بهاری گریان است.بیاییم هریک کمتر از دیگری در آلوده کردن دشتها و کوهها و دریاه نقش داشته باشیم

بیاییم تا آب و باد و خاک را از چنگال دیو توسعه ناپایدار برهانیم.خود را واکاویم که تا چه اندازه در پاکسازی محیط زیست و بیابان زدایی کوشا بوده ایم.آن روز که کمتر از دیگران دیدگانمان به مرگ نهنگها گریان شود،آن هنگام که شیرهای ایرانی منقرض گشته در سرزمین ایران که نوید آمدنشان از هندوستان به گوش می رسد خرامان و خروشان در بیشه های ایران زمین گور خر ایرانی را به شکار کشند و آن روز که چشم گربه های شنی ایران در زیست سپهرهای ایران از گزند بدکاران در امان باشد،آن زمان که یوزپلنگ ایرانی و ببر مازندران افسانه ای شغال آن بیشه را یارستی به چنگ آورند، روز جشن ملی محیط زیست است.